تبلیغات
وبلاگ مسافر رضا شوشتری - دانایی ،دانایی موثر و سواد
 
وبلاگ مسافر رضا شوشتری
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی سیامکی
دوشنبه 27 فروردین 1397 :: نویسنده : مهدی سیامکی
به نام قدرت مطلق الله

روز پنج‌شنبه 97/01/16جلسه چهاردهم از دور پانزدهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی شیخ بهایی با نگهبانی مسافر علی، استادی مسافررضا و دبیر مسافر اکبر با دستور جلسه اول: دانایی.دانایی موثر و سواد و دستور جلسه دوم اولین سال رهایی مسافر احمد  رأس ساعت 17 آغاز به کار نمود.


در کلام الله هم در این مورد بسیار صحبت شده است و قطعا انسان های گمراه اگر بخواهند با توجه به قدرت اختیاری که خداوند در آنها قرار داده می توانند تغییر کرده و قاعدتا شدنی است. 



خلاصه سخنان استاد:
در ابتدا سال جدید را خدمت همه عزیزان تبریک عرض نموده و خوشحالم که در اولین جلسه عمومی سال جدید در خدمت شما عزیزان هستم . همانطور که دبیر عزیز فرمودند امروز دو دستور جلسه داریم : دستور جلسه اول دانایی، دانایی موثر و سواد و دستور جلسه دوم جشن اولین سالروز رهایی مسافر احمد.
اما دستور جلسه اول: مقوله دانایی در متون و نوشتار های کنگره 60 به خصوص در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر در بخش های مهمی بسیار زیبا بیان شده است . میزان  دانایی مبحث مهمی دارد که من نوعی میزان دانایی ام تا چه حد است. در این جایگاهی که هستم قصد دارم میزان دانایی ام را بالاتر ببرم یا خیر! مبحث دیگری که در کتابمطرح شده است: با نادانان سخن مگو ، که مبحث بسیار مهمی است که آقای مهندس بیان نموده اند و مبحث سوم اینکه بسیاری از انسان ها بیان می کنند که ما خود دانا هستیم که ممکن است دانا باشند اما بیان این مطلب دلیل بارزی است بر نادانی!در همین مبحث دانایی سوالی مطرح شده که انسانی که گمراه است ایا می تواند هدایت شود یا باید تا ابد در نادانی و گمراهی به سر ببرد؟ استاد سردار در جواب این سوال می فرمایند اگر بخواهم مختصر پاسخ دهم ((بله)) ! اگر بخواهیم در مورد این سوال صحبت کنیم در کلام الله هم در این مورد بسیار صحبت شده است و قطعا انسان های گمراه اگر بخواهند با توجه به قدرت اختیاری که خداوند در آنها قرار داده می توانند تغییر کرده و قاعدتا شدنی است. 


میزان دانایی به سواد نیست،به تمدن نیست، به سخن گفتن و ظاهر زیبا نیست. چه بسا انسان هایی که تحصیلات دانشگاهی دارند اما مشکلات و معضلات اجتماعی زیادی دارند. تحصیلات، پوشش، زیبا سخن گفتن و ... شاید لازمه ی دانایی باشند اما کافی نیست.
آقای امین در جزوه جهان بینی قدرت تشخیص ماهیت خواسته ها در هر شکل و لباسی را دانایی تعریف کرده اند. که ما باید برای تشخیص این خواسته ها باید دانایی خود را بالا ببریم. انسان دانا انسانی است که به فرمان عقل نزدیک شود. انسانی که به فرمان عقل نزدیک شود طبعا کارهای زشت و نا پسند انجام نمی دهد و با انجام ندادن کارهای زشت و ناپسند به صلح و آرامش نسبی دست پیدا می کند و از زندگی بهره لازم را می برد. می توان گفت اشتباه برابر است با نادانی.


همچنین آقای امین برای دانایی یک مثلثی را مطرح کرده اند که دارای سه ضلع: تفکر، تجربه و آموزش است. برای به دست آوردن دانایی باید آموزش بگیریم، باید تفکر کنیم و مسائل زیادی را تجربه کنیم. حال اگر این سه مورد را به دست آوریم و میزان دانایی خود را بالاتر ببریم، آیا هر عملی که انجام می دهیم درست است؟ قطعا پاسخ منفی است!! باید به آگاهی و دانایی که به دست آورده ایم جامه عمل بپوشانیم. مثلا همه ما می دانیم پرخوری عمل خوبی نیست اما در بسیاری از موارد این کار را انجام داده ایم. اینجاست که متوجه می شویم دانایی ما باید به دانایی موثر تبدیل شود و سه ضلع مثلث دانایی به شکل برابر رشد کنند و در انجام کارها از این دانایی به دست آمده به نحو مطلوب استفاده کنیم.


و اما دستور جلسه دوم اولین سالروز رهایی مسافر احمد:
 احمدآقا هم مثل همه ما با کوهی از مشکلات که همه از همین نادانی سرچشمه می گرفت وارد کنگره شد ولی با خواسته قوی که داشت خیلی منظم آمد و سفر خوبی را انجام داد. احمد متوجه شده بود که این نادانی مشکلات عدیده ای براش به وجود آورده و خیلی منظم حرکت کرد. تمام اصول و حرمت ها را در حد توان رعایت کرد و مزد زحمات خود را از دستان پر توان آقای مهندس دریافت کرد . در سفر دوم هم به خوبی حرکت کرد. در صبر بی صبری نکرد و با بالا بردن دانایی خود و حرکت در صراط مستقیم بسیاری از مشکلات شخصی خود را حل کرد و خدا را شکر امروز ایشان را در کنار همسفر و فرزند خود می بینم. من این تولد زیبا را خدمت آقای مهندس، خانم آنی، خانواده و همسفران احمدآقا، راهنمای همسفرشان و خانواده بزرگ کنگره 60 تبریک عرض می کنم و جایگاه های بالاتر را برای ایشان آرزومندم.


 پس از سخنان استاد٬ مشارکت مسافران و هم‌سفران و قرائت آوای کنگره اولین سال رهایی مسافر احمد را با شور و شوق فراوان جشن گرفتیم:

اعلام سفر مسافر احمد:
سلام دوستان احمد هستم مسافر
آنتس ایکس مصرفی تریاک ، شیره ، متادون ، الکل ، شیشه
با ده سال تخریب وارد کنگره شدم ،
 یازده ماه و یازده روز سفر کردم به راهنمایی آقا رضا شوشتری 
روش دی اس تی همراه با شربت اوتی
 رشته ورزشی والیبال
رهایی یک سال و چند روز



آرزو مسافر احمد :
آرزو می کنم تمام سفر اولی هایی که اینجا در جشن ما شرکت کردند با یک سفر بسیار عالی و خوب به رهایی برسند و این جایگاه را لمس کنند.


آرزو همسفر زهرا:
من از خداوند می خواهم که کمک کند همه ما به درجه ای از آگاهی و دانایی برسیم که هیچ وقت در راهی که باعث تباهی ما می شود قدم نگذاریم.



صحبت های مسافر احمد:
ضمن تبریک سال نو به همه مسافران عزیز و همسفران بزرگوار و همه کسانی که در این جشن شرکت کرده اند.  انشالله سال خوبی را داشنه باشند و به همه خواسته های قلبی شان برسند.
تبدیل شدن من به مصرف کننده مواد مخدر از دوران جوانی ام شروع شد و در خانواده و اطرافیانم مصرف کننده زیاد بود. من هم هر از گاهی در مراسم ها و مهمانی ها مصرف می کردم ، تا اینکه ازدواج کردم و بعد از آن مصرف تریاک و شیره من هر روزه شد. در خانه به من شک کردند که قرار شد به دکتر برویم تا من آزمایش اعتیاد بدهم. قبل از آن خیلی فکر کردم که چکار کنم که کسی متوجه نشود من مصرف کننده ام. رفتم در جایی که مواد مصرف می کردم و از یکی از دوستانم پرسیدم که چکار کنم ، دوستم با پزشکی تماس گرفت و آن پزشک گفت که اگر من یکبار شیشه مصرف کنم دیگر جواب آزمایش اعتیاد منفی خواهد شد. که همان موقع من شیشه را مصرف کردم و فردای ان روز رفتم آزمایش و جوابش منفی شد. چون در آن زمان آزمایش متا آمفتامین نبود ، در آن موقع از یک آزمایش اعتیاد رها شدم ولی در عوض درگیر اعتیاد به شیشه شدم . 
در این چندسالی که شیشه مصرف می کردم از لحاظ رفتاری ، روحی ، جسمی مشکل پیدا کرده بودم و باعث می شد که از خانه و خانواده ام دور بشوم و هیچوقت در جمع حاضر نشوم.
تا زمانی که مصرف من تریاک و شیره بود بازهم از لحاظ اجتماعی و حاضر شدن در پیش فامیل و مراسم ها مشکل زیادی نداشتم ولی زمانی که مصرف من ، به شیشه تغییر پیدا کرد دیگر نمی توانستم با بستگان ارتباط برقرار کنم. شاید حتی وقتی که در پشت بام خانه می رفتم تا سیگار‌ بکشم ، چندین ساعت به جایی خیره می شدم.


این موضوعات مشکلات خیلی زیادی بین من و همسرم بوجود آورد و ما باهم، هم حس نبودیم تا اینکه جرقه ای در زندگی ما خورد و شبی من و همسرم دعوایمان شد ، که باعث شد من به همسرم آسیب برسانم و آن شب همسرم به خانه مادرش رفت.
تا اینکه ، شخصی که الان در جشن ما حضور دارد ، پیام کنگره را به من داد ، البته قبل از آن هم افراد کنگره ای را می شناختم ولی هیچوقت این مکان را باور نداشتم ، و چون سطح آگاهی ام پایین بود فکر می کردم که افراد کنگره ای مشکل روی مشکلشان اضافه کرده اند.
 به هرحال به کنگره امدم و با اقا رضا راهنمای عزیزم اشنا شدم و ماجرای زندگی ام را برای ایشان تعریف کردم ، اقا رضا گفتند که مرحله اول این است که قبول کنی همه مشکلات را خودت ایجاد کرده ای ، و کسی که می تواند این مشکلات را حل کند خودت هستی.
من حرف ایشان را قبول کردم و پرسیدم که درمان من به چه صورتی است که راهنمایم گفتند که باید یک سفر خوب و عالی داشته باشم و در صراط مستقیم حرکت کنم ، بعد از آن مشکلاتم به ارامی حل خواهند شد
در اوایل سفر مشکلات زیادی برای من بوجود آمد، همسرم مهریه و نفقه اش را به اجرا گذاشت و بخاطر آسیبی که به ایشان رسانده بودم از من شکایت کرده بودند و زندگی من در حال متلاشی شدن بود.
ولی راهنمای من بود که به من امید می داد و می گفت که صبر داشته باشم.
زمانی که آمدند جهیزیه همسرم را ببرند من با این مسئله کنار امدم و ازآن محل دور شدم و می دانستم این مشکل را خودم درست کردم و خودم باید آن را حل کنم و این تلنگری بود به من که سفرم را تمام کنم.
آن روز اگر من نپذیرفته بودم که مشکلات از من است ، من اجازه نمی دادم که این جهیزیه همسرم از خانه من خارج شود.
در کنگره و در مسیر حرکت برای اشخاص یکسری نیروهای بازدارنده پیش می آید ولی اگر کسی عزم خود را جزم کرده باشد که به رهایی برسند می تواند از جنگ این نیروها با سرافرازی بیرون بیاید. 
در کنگره من همه جلسات را سرموقع آمدم در ساخت و ساز و در بقیه موارد خدمت کردم ، سی دی نوشتم و همه مطالب را کار کردم و اینها باعث شدند من به دانایی موثر برسم و بتوانم راه خودم را پیدا کنم و خدارا شکر می کنم که الان در این جایگاه حضور دارم.
در ابتدا از جناب مهندس دژاکام تشکر می کنم که این بستر را فراهم کردند که اشخاص با هرگونه مواد مصرفی بتوانند خود را با این شربت شفابخش اوتی درمان کنند.
همسر من در گذشته که برای مشاوره به مکانی رفته بود ، به او گفته شده بود که من مصرف کننده شیشه شده ام دیگر راهی برای بازگشتم نیست و قابل درمان نیستم. ولی من به شما می گویم که با هرگونه مواد مصرفی که تاکنون اسمش را هم نشنیده اید در اینجا به درمان می رسید. 
از ایجنت شعبه،  گروه مرزبانی، نشریات و قسمت اوتی و  همه اعضا تشکر می کنم.
 از همسفرم که همیشه پای من ایستاد که این روز را ببیند. از دخترم نهال که همیشه همراهم بود تشکر می کنم.
با اینکه دو سه ماه بیشتر نیست که همسفرم به این مکان می آید ولی من تغییرات را در زندگیمان حس می کنم و باعث شده باهم ، هم حس شویم و حرف هم را بفهمیم و مشکلاتمان را به آسانی حل کنیم. از راهنمای همسفرم خانم زهره بسیار سپاس گزارم. از اقا رضا راهنمای عزیزم و تمام برادران هم لژیونی ام کمال تشکر را دارم.
همچنین از مادر و خانواده ام که امروز در اینجا حضور پیدا کردند کمال تشکر را دارم.
سخنان کمک راهنما همسفرزهره:

زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا

چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا

چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید

چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا

زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه

که جان را و جهان را بیاراست خدایا

خیلی خوشالم که در این روزهای آغازین سال 97 به بهانه این تولد در این جایگاه قرار گرفتم و این سال جدید را به همه شما حاضرین تبریک می گویم و امیدوارم که همه ما با عملکرد و افکار درستمان بتوانیم سال پرباری را برای خودمان رقم بزنیم. 
و اینکه باید بدانیم همه چیز دست خودمان است و اینکه این سال 97 برای ما چگونه سالی باشد  و قرار است چگونه بگذرد ، این چگونه گذشتن همه اش در اختیار خودمان است.
من این تولد فرخنده را به جناب مهندس دژاکام و سرکار خانم آنی و فرزندان محترمشان تبریک می گویم.
همچنین به شما مسافران و همسفران در شعبه شیخ بهایی و کمک راهنمای مسافر جناب آقای شوشتری تبریک می گویم و همچنین تبریک ویژه به مسافر احمد و همسفرشان خانم زهرا و نهال خانم.
اگر به افرادی که به کنگره وارد می شوند نگاهی بکنیم ، متوجه می شویم که گاهی مسافر و همسفر باهم وارد این مکان می شوند و این سفر را آغاز می کنند که این می تواند بهترین حالت باشد و کسانی که از آن نعمت برخوردارند واقعا باید شکر گذار باشند چون در این حالت احتمال لغزش خیلی کمتر است. 
اما گاهی هم مشاهده می کنیم که همسفر به تنهایی سفر را شروع می کند و گاهی هم مسافر. 
شرط اینکه همسفران و یا مسافرانی که به تنهایی سفر را شروع می کنند بتواند دیگری را با خود همراه کنند این است که اینقدر قوی حرکت کنند و قدرتمند بشوند که بتوانند روی همسفرشان یا مسافرشان تاثیر بگذارند.
مسافر احمد هم از دسته مسافرانی بود که به تنهایی وارد کنگره شد و آنقدر محکم و با اراده سفر کرد که توانست همسرش را با خودش همراه کند 
و توانست کاری کند که همسرش در تولد یکسالگی اش کنارش باشد. 
واقعا چقد زیباست وقتی انسان این وصل هارا می بیند و زیباتر و لذت بخش تر از آن اینست که انسان می بیند که فرزندی به آغوش‌ گرم خانواده اش برمی گردد.
در اوایل اینکه خانم زهرا وارد لژیون شدند چنان آرامش و شادابی در چهره ایشان می دیدم که هیچوقت حس نمی کردم شاید آسیب هایی دیده اند و یا ترکش های اعتیاد خیلی ایشان را زخمی نکرده است. و تنها با شنیدن یک جمله از ایشان دریافتم که ایشان هم مشکلات بسیار زیادی را تجربه کرده است و شاید به واسطه آن صبر و شکیبایی که داشته است  زندگی اش که به اندازه یک تار مو رسیده بود را مواظبت کرد و باعث شد از هم نپاشد و در ادامه راه کنگره برای او باز شد.
چون می دانید راه کنگره برای هرکسی باز نمی شود ،به قول آقای حکیمی ما انسان های خوشبختی هستیم که امروز در این مکان حضور داریم و خداوند اجازه دانستن مطالب درستش را به ما داده است.
من خیلی خوشحالم که در اوایل حضور همسفر زهرا اتفاقات خوبی برایشان افتاد و باعث شد با ایمان بیشتری قدم بردارند و آن آرامش ظاهری تبدیل به آرامش عمیق درونی بشود  و از لحظه به لحظه حضور در این مکان لذت ببرند.
در واقع باید بگویم لحظه به لحظه حضور ما در این مکان باید لذت بخش باشد و اگر اینطور نباشد شاید مشکلی در کار ما وجود دارد و شاید درک نکردیم که در چه مکانی حضور داریم و این درک کردن اینکه کنگره کجاست کار سختی نیست کافی است در جامعه نگاه کنیم آن وقت متوجه می شویم اکثر افراد فقط سرشان در کار خودشان است ولی ما درکنگره می بینیم افرادی را که خدمت می کنند و منافع دیگران را به منافع خودشان ترجیح می دهند چرا که ارامش خود را در به ارامش رساندن دیگران می بینند و این یعنی لمس و درک محبت.
من یکبار دیگر به این خانواده تبریک می گویم و امیدوارم سال دیگر شال کمک راهنمایی را گردن هر دو عزیز ببینم و از مسافر احمد تشکر می کنم که به واسطه سفر بسیار عالیشان باعث شدند همسرشان هم همراهشان شوند و اینکه من هم به عنوان کمک راهنما همسفرشان در این جشن همراهیشان کنم.

صحبت های همسفر زهرا:


در ابتدا سال جدید را به همه شما تبریک می گویم. همچنین سال جدید را به آقای مهندس دژاکام بنیان کنگره تبریک می گویم و از ایشان تشکر می کنم بابت این بستر که فراهم کردند که افراد در اینجا به رهایی برسند و امروزه اگر کنگره نبود شاید زندگی ما هم از بین رفته بود. از راهنمای مسافرم اقای شوشتری و راهنمای گل خودم که ایشان تشویقم کردند الان در این جایگاه باشم کمال تشکر را دارم. از مسافرم  تشکر می کنم که با اراده حرکتش را ادامه داد و به جشن تولد یکسال رهایی اش رسید.
از مرزبانان محترم گروه همسفران ،  تشکر می کنم، که با روی خوششان باعث شدند من دلگرم شوم و در این مکان حضور داشته باشم.
ودر پایان از همه شما که در جشن ما شرکت کردید کمال تشکر را دارم.

صحبت های همسفر نهال:
 

خدارا شکر می کنم که پدرم به رهایی رسید و تولد یکسال رهایی اش را به ایشان و مادرم و همه اعضا کنگره تبریک می گویم.

و در ادامه....
















نوع مطلب : گزارش دستور جلسات لژیون، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :