تبلیغات
وبلاگ مسافر رضا شوشتری - رابطه یادگیری با معركه گیری(نق زدن،حاشیه)
 
وبلاگ مسافر رضا شوشتری
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : مهدی سیامکی
به نام خدای هستی بخش

روز پنج شنبه 95/09/04جلسه ششم از دور یازدهم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60 شعبه

 شیخ بهایی

 با نگهبانی مسافر علیرضا ، استادی مسافر رضا شوشتری ودبیری مسافر سعید 

با دستور جلسه :"رابطه یادگیری با معركه گیری(نق زدن،حاشیه)"

و "جشن اولین سال رهایی مسافر محمد "

 راس ساعت 17 آغاز به کارنمود.


 

بدانیم که فلسفه وجودی ما در کنگره این است که آموزش و آگاهی بگیریم و خدمت کنیم و اگر این آموزش و خدمت وجود نداشته باشد فرد به بیراهه کشیده می شود.

مشکل آنجا به وجود می آید که آن یادگیری و علم و دانش و دانایی که کنگره در اختیار ما می گذارد را دریافت نمی کنیم و نمی توانیم اجرا كنیم و به مشکل بر می خوریم.

خلاصه سخنان استاد:

دستور جلسه امروز رابطه یادگیری با معرکه گیری است اگر دقت کنیم این دو کلمه در یک جهت و یک سو نیستند. اگر یادگیری به موقع و به صورت صحیح صورت گیرد قطعا دیگر وارد معرکه گیری نخواهیم شد .در واقع وقتی که از دانایی و آگاهی برخوردار شویم دیگر نیازی به اینکه بخواهیم وارد حاشیه شویم و نق بزنیم نداریم . مشکل آنجا به وجود می آید که آن یادگیری و علم و دانش و دانایی که کنگره در اختیار ما می گذارد را دریافت نمی کنیم و نمی توانیم اجرا كنیم و به مشکل بر می خوریم. اگر از ما سوال کنند که اصلا کنگره چه جور جایی است ؟ باید بگویم که کنگره 60 یک مرکزعلمی و آموزشی درحوزه اعتیاد است و کار اصلی آن این است که به فرد مصرف کننده ای که خواهان رهایی و درمان است راه کار می دهد .همچنین راهکارهایی به خانواده فرد می دهند که باید چه برخوردی با فرد مصرف کننده داشته باشد؟؟؟

حال اگر فرد بخواهد که به درمان برسد از مهمترین پیش نیازهایش این است که خود فرد خواهان رهایی باشد و برای رسیدن به خواسته اش باید تلاش کند و دومین پیش نیاز برای رسیدن به رهایی این است که فرد باید دانایی و آگاهی کسب کند چرا که اعتیاد به راحتی از فرد جدا نمی شود . فرد باید به آخر خط برسد که بخواهد و تصمیم به درمان بگیرد البته این نقطه پایان برای همه افراد به یک شکل نیست.

تمام این مسائل گفته شد تا ما بدانیم که فلسفه وجودی ما در کنگره این است که آموزش و آگاهی بگیریم و خدمت کنیم و اگر این آموزش و خدمت وجود نداشته باشد فرد به بیراهه کشیده می شود. چه تعداد از ما به خاطر نا آگاهی مان به بیراهه رفتیم؟؟؟ پس ما افرادی که در کنگره هستیم اگر سرلوحه کار ما گرفتن آموزش و خدمت کردن نباشد و در این مسیر تلاش نکنیم قطعا وارد معرکه گیری خواهیم شد.

هر جایی که عده ای دور هم جمع می شوند و یک نفر بقیه را سرگرم کند آن می شود معرکه گیری .البته از جنبه مسائل منفی مثل مارگیرها و یا معرکه گیرهای قدیم . کسانی دور این افراد جمع می شوند که بیکارند و مسولیت خاصی ندارند .

انشاالله که بتوانیم از این موهبت الهی که در کنگره نصیب ما شده است استفاده لازم را ببریم .

و اما دستور جلسه دوم که اولین سال روز رهایی مسافر محمد است .محمد با ناباوری خاصی به کنگره آمد و همینطور ترسی داشت از اینکه نکند کسی مرا در کنگره ببیند و موقعیت شغلی ام به خطر بیفتد که در جلسه اول محمد توجیه شد که ترسش بی مورد است و اینجا یک محیط مقدس و امن است. در نهایت در کنگره ماند و یکی از بهترین رهجوها شد . همیشه در حال خدمت بود و یکی از خصوصیات خوب محمد این بود که خیلی مواظب برادران هم لژیونی اش بود که وارد حاشیه نشوند محمد  در قسمت نشریات  خدمتگزار است و امیدوارم که در آینده به همراه همسفرشان به خدمت کمک راهنمایی مشغول شوند .

پس از سخنان استاد , مشارکت مسافران و همسفران و قرائت آوای کنگره 60 اولین سال رهایی  مسافر محمد را با شور فراوان جشن گرفتیم.

اعلام سفر مسافر محمد :

آنتی ایکس مصرفی:تریاک، شیره،الکل،حشیش،متادون

مدت تخریب:12 سال

مدت سفر اول:10 ماه و 7 روز

روش درمان:DST همراه با داروی OT

نام راهنما:آقای رضا شوشتری

مدت رهایی:1 سال و 21 روز

آرزوی  مسافر محمد:آرزوی من این است که بتوانم در کنگره حضور داشته باشم و خدمت خالصانه و عاشقانه داشته باشم.

آرزوی همسفر کوچک معصومه: من آرزو می کنم که همه ی آرزوهای  بچه ها برآورده شود.

آرزوی همسفر مرضیه: آرزوی من برآورده شدن آرزوی کسی است که من را به بزرگ ترین آرزویم رسانید.

 

سخنان مسافر محمد:

از همه شما عزیزان تشکر می کنم که در این هوای سرد در تولد من شرکت کردید. من از همان دوران کودکی منیت داشتم و مغرور بودم و همیشه دوست داشتم مطرح شوم و با این شرایط بزرگ شدم تا اینکه در سال 81 با مشروب و بعد از آن با تریاک آشنا شدم و کم کم کلید شهر وجودی ام در دست نفس اماره افتاد و نفس اماره کاملا بر من حکمرانی می کرد. اما همیشه پیش خودم یک احساس ندامتی داشتم و همیشه با خودم می گفتم : چرا اینطوری شد ؟ همیشه به دنبال جواب این چرا می گشتم تا اینکه یکی از دوستانم(محمد حیدری) کنگره را به من معرفی کرد و متد دی اس تی را برای من توضیح داد. با خودم گفتم من به خاطر موقعیت شغلی ام نمی توانم به کنگره بیایم اما من خودم می توانم این روش را روی خودم پیاده کنم و توانستم دو پله هم طی کنم. فکر می کردم خودم می توانم این کار را انجام دهم  اما نشد و دوستم آقای محمد حیدری به من گفتند تو هنوز اذن حضورت در کنگره صادر نشده است. تا اینکه سه سال بعد اذن حضور در کنگره را پیدا کردم . در کنگره آموختم که من از ارزشها فاصله گرفته ام.

یادم می آید روزی دختر کوچکم مریض بود و مادرش خانه نبود. هر چه به من می گفت: بابا. می گفتم من خوابم می آید. تا اینکه مادرش آمد و او را به دکتر برد. وقتی برگشت نگاه دخترم برای من تاثیرگذار بود انگار با نگاهش به من می گفت: بابا چرا دنبالم نیامدی؟ آن موقع بود که واقعا احساس خطر کردم و نامه ای به خداوند نوشتم به این مضمون:

"به نام خدا

سلام بر خداوندی که انسان را آفرید، انسانی که هم می تواند سراسر عشق و خوبی باشد و هم می تواند سراسر کینه و نفرت و بدی،دوباره می خواهم مزاحمت شوم در شبی که باد شدیدی می وزد ،بادی که هم می تواند رحمت تو باشد و هم اگر اراده کنی قهر تو و هر چه انسان ساخته را ذره ای سازد.خدایا!نمی دانم چرا حیرانم؟!می دانم راه را بیراهه می روم ولی ترمزم بریده ،افسارم در دست شیطان است به هر جهت که بخواهد می رانَدَم،حتی همین حالا که به صورت کتبی در راه تو دارم می نویسم.خیلی داغونم ای کسی که بهترینی،بهترین طبیب،بهترین دوست،بهترین

خیلی وقت بود توفیق نوشتن را نداشتم اما خدا را شکر که اکنون در این نیمه شب این توفیق نصیبم شد. یادم می آید خیلی وقت پیش حاجتم دنیوی بود،یادت هست که (کار،ازدواج و...)اما حالا که به اینها رسیده ام سیراب نشده ام،غرق در افیون و تاریک دلی شده ام،همیشه در پی لهو و لعب هستم،هیچ کار مثبت به تازگی از من سر نزده است،لذت عبادتت حتی در ماه های رمضان از من گرفته شده،بعضی وقتها فکر می کنم این همه تکلیف نانوشته را چگونه انجام دهم؟! اصلا برای چه زنده ام،حسم خراب شده،روحم خرابه،ولی باز هم جای شکر دارد که صدای دلنشین کلامت توسط قاری های برجسته برایم زیبایی است به جهت زدودن زنگار قلبم،به یاد قدیم که می افتم افسوس و حسرت سراغم می آید برای پر کردن وقتم حداقل نماز و ورزش بود ولی حالا افیون.....وای به حالم نه برنامه ای، نه هدفی، نه عبادتی،اسیر تن و جسم شده ام، آرزویم آزادی و پریدن و نفس کشیدن در هوای پاک است،نصیبم می کنی؟!سر وقت یادت بودن و خواندن نمازت را توفیق من می کنی؟!روزی حلال به من می دهی؟!تو را به خودت که آخر همه چیز هستی،اول و آخری،فنا ناپذیری،عطایم کن آنچه خوب است و آنچه به بندگان خوبت عطا کردی.والسلام بنده کثیف و آلوده و بیچاره تو محمد رضا نیلچیان.91/10/21"

من از همسفرم تشکر ویژه ای می کنم،از جناب آقای مهندس،خانم آنی،آقای شوشتری،آقای امینی،از راهنمای همسفرم خانم فاطمه قاسمی،از همسفر کوچکم معصومه جان،مرزبانان محترم و کل اعضای شعبه شیخ بهایی تشکر می کنم.

سخنان كمك راهنما همسفر فاطمه:

شکوفه ها همیشه در بهار بر شاخساران پدیدار می شوند اما تو در سرما بر شاخسار درون پدیدار بودی این نشانه حیات دوباره ی توست که این بار به آنچه بودی بر نخواهی گشت زیرا بالهای پروازت به فراز آسمان بازگشته اند.

بسیار خداوند را سپاسگزارم به خاطر اینکه امروز در کنگره هستم و در کنار این خانواده خوشبخت و ثروتمند قرار گرفته ام.بزرگترین ثروت هر انسانی محبت درونش هست.آقای محمد و همسفرانشان خانم مرضیه و معصومه از کسانی هستند که قلبهایشان مملواز محبت خداوندی است چرا که اگر غیر از این بود هیچ وقت در عرصه خدمت قرار نمی گرفتند. این شادی را خدمت جناب آقای مهندس تبریک می گویم چرا که ما هر چه شیرینی و حلاوت در کنگره می چشیم را مدیون ایشان و خانواده محترمشان هستیم .خدمت آقای نیلچیان و آقای شوشتری و مرزبانان محترم و کل اعضای کنگره تبریک عرض می کنم.

خانم مرضیه از رهجویانی هستند که همیشه شاد و پرانرژی و مهربان هستند ،از همان روزهای اول خیلی فعال و خدمتگزار بودند و آموزشها را خیلی خوب دریافت می کردند و واقعا این حاکی از آن خواسته قوی شان بود که دوست داشتند از آن شرایط تاریکی خارج شوند و این خواسته قوی ایشان بود که باعث شد در مسیر یادگیری قرار بگیرند و از معرکه گیری دور شوند و نتیجه و حاصلش این شد که هم خودشان و هم مسافرشان از خدمتگزاران کنگره شوند و در بخش نشریات و مرزبانی پارک در حال خدمت هستند. به خانم مرضیه و معصومه کوچولوهم تبریک عرض می کنم و آرزو می کنم که سالهای سال در کنار همدیگر به شادی و سلامتی زندگی کنند.

سخنان همسفر مرضیه:

من تشکر می کنم از همه عزیزانی که در این سرما در تولد ما شرکت کردند.قصه ما از آنجا شروع شد که من در بدو آشنایی ام با محمد از ایشان خواستم که سیگاری نباشند و ایشان گفتند که نه من اصلا سیگار نمی کشم و من از این بابت خیلی خوشحال بودم.تا اینکه بعد از ازدوجمان می دیدم که محمد بیشتر وقتش را در بیرون از خانه بود و من خیلی احساس تنهایی می کردم همیشه در تنهایی ام با خدا حرف می زدم و گریه می کردم و وقتی پدرم از من می پرسید که آیا وضعیت زندگی ات خوب است؟بغض گلویم را می گرفت اما چیزی نمی گفتم، نمی توانستم چیزی به پدرم بگویم، واقعا نمی دانستم چه چیزی جلوی حرف زدن من را می گرفت.

تا اینکه یک روز در یک مراسم روزه ،مشغول پذیرایی بودم که یکدفعه مداح جلسه گفتند امروز بیایید برای کسانی دعا کنیم که اعتیاد دارند و خانوده هایشان درگیر این مشکل هستند.آنجا من سینی چای را روی زمین گذاشتم و در اتاقی رفتم و با تمام وجودم گریه می کردم طوری که احساس کردم یک لحظه وصل شدم و دیگر هیچ وقت در زندگی ام آن اشک ها را نریختم و آن حس را تجربه نکردم و انگار معجزه ای رخ داد و همان شب محمد به من زنگ زد و گفت من به یک جایی به نام کنگره 60 می روم. بعد از دو ماه با او همراه شدم و واقعا تغییرات را در محمد می دیدم.وقتی تازه به کنگره امده بودم فکر می کردم مقصر فقط محمد است و من هیچ اشتباهی ندارم در صورتی که اینطور نبود محمد فقط اعتیاد داشت اما مرد خوبی بود و بهترین همسر برای من بوده و هست و خیلی خوشحالم که با کنگره آشنا شدم و از صمیم قلبم از خداوند می خواهم برای تمام عزیزانی که دوست دارند روی این صندلی بنشینند و این لحظه را تجربه کنند  انشاا.. به خواسته شان برسند. خیلی خوشحالم که لیاقت همسفر بودن را پیدا کردم.از راهنمای مسافرم آقای شوشتری و راهنمای خوب خودم خانم قاسمی سپاسگزارم و از مرزبانان محترم و ایجنت محترم و کل اعضای کنگره تشکر می کنم.

نویسنده:همسفر اعظم و همسفر زهره

عکاس : مسافر مجتبی

ویرایش نهایی: مدیر وبلاگ





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 18 آذر 1395 11:00 ق.ظ
تبریک به محمد عزیز و همسفر محترمش و تشکر به خاطر زحماتی که در قسمت نشریات می کشیند
تبریک و خدا قوت به آقای شوشتری راهنمای عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :